خیلی حرف ها را من فقط از گل یاس شنیده ام.
گل یاس بو ندارد.
ان چه ار او می تراود،
خاطره های معطر،
خیال های لطیف و پنهانی و پاک و خوب شاعری است.
شاعری که هیچکس او را نمی شناسد.

شاعری که خود را هم اکنون،
در عمق متروک محرابی مخفی کــــــــــــرده است.
بر روی این زمین غریبم.
این اسمان سقف خانه من نیست.
نباید به این جا می امدم.
این جا تبعید گاه من است.
چه گناهی مرا به این غربت دور رانده است؟

چه،افرینش بدان پایان میگیرد.
معشوق من چنان لطیف است،
که خود را به بودن نیالوده است،
که اگر جامه ی وجود بر تن میکرد،
نه معشوق من بود.

و چه کسی این چنین اشنا شد؟............
هنگامی دستم رادراز کردم دستی نبود.
هنگامی لب به زمزمه گشودم،
که مخاطبی نداشتم.
وهنگامی تشنه اتش شدم،
که در برابرم دریا بودودریا و دریا..............؟

در هم نگریستن اما سر شار از مهربانی
چشمهایشان هر کدام پیاله ی پر از شراب سرخ
که در کام تشنه ی چشمان هم می ریختند
وکم کم بر هر دو لب
لبخندی اهسته باز می شد،
لبریز از محبت،
سیراب از دوست داشتن،
نه عشق،
دوست داشتن!
لحظاتی این چنین،
خوب و شیرین و نرم و خا موش گذشت.

پرشی دارد اندازه ی عشق،
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.
زندگی شستن یک بشقاب است.
زندگی،یافتن سکه ی دهشاهی در جوی خیابان است.
(سهراب سپهری)

بخشش اب به تشنه،بدون هوس بستن ان.
قسمت نان و شراب
زندگی یعنی عشق،لذت دیدن یک اهو ی خشته،
بدون هوس کشتن ان.

همچون سایه ای لرزان پاره ابری رهگذر،
بر سینه تافته ی غربت این کویر ،
افتاده ام و می نگرم تا در زیر این اسمان،
کسی هست که بار سنگینی را
که بر دوش خسته و فر توت این کلمات نهاده ام
وبر پشت زمین روانه کرده ام ،برگیرد؟

تماشای اب،رودودریاـبه خصوص غروب ها و شب هاـ
خیال را بیدار میکند،
وهمه ی خاطره ها خفته را بر پا می دارد.
چه دامنی می کشد خیال!
چه گسترشی میگیرد روح!

بر دم دروازه ی مغرب ایستاده ای چه کنی؟
چشم انتظار کیستی؟
غروب کن!
بگذار شب بیاید.
بگذار جامه ی سیاهش را بر چهره ی کا ئنات افکند.
بگذار شب بر سرم باز خیمه زند!
که هر چه پیشتر روند،خطرناک تر می گردد نمی توان بازگشت....
اما لحظه ای باید درنگ کرد
وشاید چند گامی بر بیراهه رفت
مدتی است بر جاده ی هموار میرانیم.......
حرف های نزدیک دارند فرا میرسند.
خطرناک است............!![]()
امروز براتون چندتا از سخنان بزرگان رو تهیه کردم . آپ می کنمشون
تا شما هم مثل من ازشون استفاده کنید!هر چی که بخواید براتون
تهیه می کنم. امروز در مورد دوستی و...آپ میکنم.![]()
برای یافتن دوست یک چشم خود را باید بست و برای نگه داشتنش هر دو را
(نورمن داگلاس)
دوستان به قدرت رسیده را از دست رفته بدان.(هنری بروکز آدامز)
از میان دوستانم تنها خودم باقی ماندم.(ترنتیوس)
کسی که رفیق خوب دارد احتیاج به آیینه ندارد.(ناپلئون)
بدبختی ما این حسن را دارد که دوستان واقعی را به ما می شناساند.(بالزاک)
دوستی همان عشق است توام با عقل.(مثل آلمانی)
دوستی،عشق است منهای بالهایش.(مثل فرانسوی)
دوست همه کس،دوست هیچ کس نیست.(مثل فارسی)
دوست خود باش تا دیگران هم دوست تو گردند.(مثل اسکاتلندی)

من فریده نویسنده ی این وبلاگ هستم.![]()
امیدوارم بتونم مطالب خوبی رو آپ کنم و مورد علاقه شما!![]()
دوست دارم نظر شما رو هم در مورد مطالبم و وب بدونم!!
برای شروع چند تا اس.ام.اس آپ می کنم .![]()
امیدوارم خوشتون بیاد!! ![]()
۱)از طرف اونی که تنهاست،تنها اومد،تنها میره،تنهاش میذارن،تنها نمی ذاره،
تنها یه آرزو داره اونم اینه که تو تنهاش نذاری......................!!!!!!!
۲)آنچه زیباست عزیز نیست،آنچه عزیز است زیباست و تو عزیز ترینی!!!!!
۳)بیایید کمتر خطوط قلبمان را اشغال کنیم شاید خدا پشت خط باشد
۴)وقتی تو پیروز میشی من با غرور به همه میگم هی اون دوست منه.......!!!! اما
وقتی میبازی کنارت میشینم دستتو میگیرم و میگم هی من دوست توام....!!!
۵)خیلی سخته اون کسی که گفته واسه چشات میمیرم بره و دیگه سراغی از تو
و نگاهت نگیره،خیلی سخته تو پاییز با غریبی آشنا بشی اما وقتی بهار شد یه جوری
ازش جدا بشی،خیلی سخته که دلی رو با نگاهت دزدیده باشی اما وسط راه عشق
یکمی ترسیده باشی،خیلی سخته بری یک شب واسه چیرن ستاره ولی تا رسیدی
اونجا ببینی روز شده دوباره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!